ملیت :  ایرانی   -  قرن : 7 منبع : مشاهیر زنان ایرانی و پارسی گوی
قرن هفتم، از منجمان معروف. وى دختر كمال‏الدین سمنانى، رئیس شافعیه نیشابور بود و از طرف مادر نسبتش به امام محمد بن یحیى، فقیه بزرگ خراسان مى‏رسید كه در فتنه غزان كشته شد. بى‏بى در علم نجوم مهارت زیادى داشت و احكامش غالبا با قضا و قدر موافق مى‏آمد، از اینرو در دستگاه امرا و سلاطین وقت احترامى به هم رسانده بود. چنانكه سلطان جلال‏الدین خوارزمشاه (628 -617 ق) او را مقرب و محترم گردانید. هنگامى كه كمال‏الدین كامیار از جانب سلطان سلجوقى آسیاى صغیر به سفارت نزد سلطان جلال‏الدین خوارزمشاه رفت از حال بى‏بى آگاه شد و داستانش را در بازگشت به اطلاع سلطان كیقباد رساند. وقتى كه جلال‏الدین خوارزمشاه نزدیك شهر آمد از برابر لشكر مغول فرار كرد و سپس به قتل رسید، علاءالدین در صدد جستجوى بى‏بى برآمد و عاقبت نشان او را با شوهر و خاندانش در دمشق یافت و او را به دربار خود خواند. چون در چند مورد احكام درستى از او شنید، مقامش را ارتقاء داد و شوهرش، مجدالدین محمد ترجمان را نیز به مقام دبیرى و درجات بلند رسانید چنانكه در صف امراى دولت سلجوقى آسیاى صغیر درآمد. امیر ناصرالدین حسین، فرزند مجدالدین محمد و بى‏بى منجمه بود كه عنوان «امارت» را از پدر به ارث برد اما به دلیل شهرت مادرش به ابن بى‏بى معروف شد.